خواجه نصير الدين الطوسي
170
آغاز و انجام ( فارسي )
ظاهرا آنكه در مبدأ و معاد گفته است قال بعض اهل العلم ، و در شفا گفته است بعض العلماء ، و در مبدأ و معاد گفته است كما يعتقد بعضهم ، اين بعض يك شخص است و اما آن شخص كيست ؟ خواجه در شرح اشارات گويد : « و اظنه يريد الفارابى . » و اين ظن خواجه هم خالى از قوت نيست بلكه بايد گفت مقرون به صواب و واقع است زيرا شيخ در متون زبر عقليه ناظر به اقوال و آراء فارابى است و بر ممشاى او مشى مىكند حتى متون عباراتش را در اثناى عبارات خود مىآورد و ما چندين جاى اين عمل او را در حواشى و تعليقات خود بر اشارات تذكر دادهايم و منابع نقل او را از رسائل فارابى نقل كردهايم كه ورود در ذكر آنها سبب خروج از مبحث و موجب اطناب مىگردد ، خوانسارى در روضات در ترجمهء فارابى آورده است : « ان الشيخ بكتبه تخرج و بكلامه انتفع فى تصانيفه » و اين سخنى درست و استوار است . و كلام شيخ در مبدأ و معاد : « قال بعض اهل العلم ممن لا يجازف فى ما يقول ، » مؤيد ظن خواجه است . صاحب اسفار بر گفتار يادشدهء فارابى ايراد و اعتراض دارد كه مرضى نظر حقير نيست . چنين صواب مىبينم كه كلمات شيخ و تعليقات خودم را بر آنها نقل كنم و بعضى از مطالبى كه در اين موضوع اندوختهايم ارائه دهم كه شايد در بحث تكامل برزخى نفوس به كار آيد . در فصل هفدهم نمط هشتم اشارات گويد : و اما البله فانهم اذا تنزهوا خلصوا من البدن الى سعادة تليق بهم و لعلهم لا يستغنون فيها عن معاونة جسم يكون موضوعا لتخيلات لهم و لا يمتنع أن يكون ذلك جسما سماويا أو ما يشبهه ، و لعل ذلك يفضى بهم آخر الامر الى الاستعداد المسعد الذى للعارفين ، و اما